سی و نه

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «چهار» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : هفتاد و چهار و پنجاه و چهار و سی و چهار

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت سی و نه دسترسی پیدا کنید

هفتاد و چهار

خدای  متعال من سلام...نشسته بودیم کنج اتوبوس.یکی من می گفتم و ده تا او رویش می گذاشت.خسته بودیم.از نماز صبح بیدار بودیم و بعدش تا دوسه تا شهر آن طرف تر رفته بودیم و چهارده-پانزده ساعت ورکشاپ و کلاس و تمرین از سرمان گذشته بود و حالا داشتیم برمی گشتیم تا چند ساعتی بخوابیم و فردا دوباره روز از نو روزی از نو...مثلاً خواستم فضا شود و خستگی هایمان کم رنگ شوند، گفتم:+ راستی چه خبر از شاه دوماد؟نگاهش از سیاهی های پشت پنجره اتوبوس جدا نمی شد. همان طور خیره به بیرون جوابم را داد:- کی رو می گی؟ باز کی داره شوهر می کنه؟!همیشه همین است.تا حرف ازدواج می شود ترش می کند.از این همه بی حوصلگی اش خنده ام گرفت:+ کسی شوهر نمی کنه. دایی جناب عالی داره زن می گیره...! چه خبر از عروس و دومادتون؟بازهم خیره به پنچره جواب داد:- نگفتم بهت؟ بهم خورد. دارن جدا می شن.انگار برق گرفته باشدم، لرزیدم:+ منو نگاه کن ببینم...

ادامه مطلب

پنجاه و چهار

خدای همدم من سلام...ماجرا از کجا شروع شد؟از جایی که من گفتم زیارت عاشورا مطابق تولی و تبری است؟!یا از قبل ترش؟که گفتم باز هم با یک سناریوی تکراری #دروغ_دختر_آبی را علم کرده اند تا عزاداری سیدالشهدا ت...

ادامه مطلب

سی و چهار

خدای توبه پذیر من سلام... حالمان خوب بود.از آن دلتنگی های دلچسب بود که دل زیر و رو میکنند.یکی آنها می گفتند و ده تا من رویش میگذاشتم.خاطره بازی میکردیم.و کاش من هوس دیدن عکس ها به سرم نمی زد.و کاش...

ادامه مطلب